دوشنبه 10 اسفندماه 83/10 خبر نوزدهمین شب های شعر عاشورا در شیراز برگزار می شود
شیراز، خبرگزاری سینا - محمد حسین نیکوپور
دبیر مراسم "نوزدهمین شب های شعر عاشورا" گفت: این مراسم از روز دوازدهم اسفندماه جاری با حضور شاعران سراسر کشور در شیراز آغاز به کار می کند.
"احد ده بزرگی" افزود: شب های شعر عاشورا حرکتی مردمی است که از سوی عده ای مخلص و ارداتمند به خاندان عصمت و طهارت پایه ریزی شده است.
وی موضوع شب های شعر عاشورای امسال را شخصیت حضرت رباب (ع)، همسر حضرت امام حسین (ع) و ام وهب عنوان کرد و افزود: جهت آشنایی شاعران با شخصیت های موفق، پیش از این کتابی با عنوان سایه نشین آفتاب آماده و به دست شاعران سراسر کشور رسیده تا آنها با زوایای مختلف زندگی و شخصیت این دو بانوی بزرگوار آشنا شوند .
دبیر نوزدهمین شب های شعر عاشورا با اشاره به آغاز این برنامه با زیارت حرم حضرت شاهچراغ (ع) و ادامه آن تا چهاردهم اسفند ماه گفت: جلسات عمومی شب های شعر عاشورا در روزهای دوازدهم و سیزدهم اسفند از ساعت 19 همراه با قرائت حدیث شریف کسا در تالار حافظ برگزار و همزمان با مراسم، عصر شعر دانشجو و طلبه در تالار فجر کوی ارم دانشگاه شیراز با حضور شاعران دانشجو و طلبه سراسر کشور برگزار می شود.
ده بزرگی از جمله ویژگی های شب های شعر عاشورا را اجرای چند برنامه هنری همزمان عنوان و تشریح کرد: بر این اساس هر روز از ساعت 30/16 در محوطه بیرونی مجموعه فرهنگی و هنری حافظ مراسم تعزیه برگزار و همزمان با شب شعر ، برای نخستین بار در کشور ، تکیه نقاشی کودک و نوجوان برپا خواهد شد.
علاوه بر این، نخستین همایش نگارش شعارهای عاشورایی با حضور خوشنویسان شیرازی برگزار می شود.
دبیر شب های شعر عاشورا خاطر نشان کرد:در کنار جلسات شعرخوانی، نشست های پژوهشی و تخصصی پیرامون عاشورا و ادبیات عاشورایی و جلسات سخنرانی و سوگواری با حضور برجستگان عرصه ادبیات و معارف شیعی و مداحان کشور برگزار می شود.
یادآور می شود : نوزدهمین شب های شعر عاشورا با همکاری حوزه هنری فارس شهرداری شیراز و اداره کل فرهنگ و ارشاد ، اسلامی برگزار می شود.
مراسم بزرگداشت"فروغ فرخزاد" با تاخيربرگزار شد/
رضا براهني: فروغ اولين زني است كه بر عليه نظام مردم سالار شوريد
پوران فرخزاد: ويژگي بارز شعرهاي فروغ صميمت عريان اوست
عنايت سميعي: شاعر عصر مدرن به آغاز فصل سرد نيز معتقد است
تهران- خبرگزاري كار ايران
مراسم بزرگداشت"فروغ فرخزاد" با دو هفته تاخير در انتشارات ايران جام با حضور تعداد بيشماري از شاعران نامدار، هنرمندان عرصه موسيقي، سينما، تئاتر و تلويزيون برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ادبي ايلنا، مراسم بزرگداشت فروغ فرخزاد با سرود" ايايران" و پيام دكتر رضا براهني كه از كانادا به اين مراسم ارسال كرده بود آغاز شد. براهني در اين پيام تاكيد كرده: فروغ فرخزاد اولين زني است كه بر عليه نظام مرد سالار شوريد و بر مناسبات مرد سالارانه خانواده تاخت. فروغ سعي كرد كه خودش را قيد و بند روابطي كه بر جامعه مرد سالاري كه بر مبناي تاريخ مذكر شكل گرفته آزاد, و راهي مردانه براي خويش پيدا كند.
هم چنين در ادامه اين پيام براهني به تاثير فروغ فرخزاد به شعر معاصر ايران اشاره كرده و فروغ را يكي از شاعران نو پرداز معاصر دانست كه بر بسياري از شاعران هم دوران و دورههاي بعد ازخودتاثير گذاشته است. حتي او خود را نيز متاثراز فروغ دانست.
براهني در ادامه اين پيام با اشاره به اقبالي كه پس از مرگ نصيب فروغ شد, يادآور شد: فروغ تنها شاعري بود كه مرگش تاثير شگرفي در معرفي و شهرت او داشت و اين موضوع را نميتوان به هيچ وجه ناديده گرفت.
هم چنين در ادامه اين مراسم كاميار عابدي درباره تاثير خصوصيات شعري فروغ و نفوذ كلام او بر شاعران پس از خود سخن گفت و در ادامه تعدادي از سرودههاي پروين اعتصامي را با فروغ مقايسه كرد.
در ادامه اين مراسم دكتر سيما وزيرنيا زبانشناس و پژوهشگر با اشاره به زنانگي در شعر فروغ فرخزادگفت: زبان شعر فروغ بسيار ساده و روان است و او ميتواند با اين زبان به راحتي با مخاطب ارتباط برقرار كند.
وي در ادامه با اشاره به ذهن هندسي فروغ گفت: شكل هندسي ذهن او شبيه به مثلثي است كه بُعدهاي آن را"زندگي","عشق"و"مرگ" تشكيل ميدهند, عشق و زندگي در واقع مكمل هم هستند و هم چنين جاودانگي يكي ديگر از تمهاي شعر فروغ است.
در ادامه اين مراسم" غلامحسين سالمي" سوگ سروده سهراب سپهري را كه براي فروغ سردوه بود خواند و پس از آن پوران فرخزاد با اشاره به تعدادي از اشعار فروغ كه درگذر زمان مهجور ماندهاند گفت: اين شعرها بيشتر مورد توجه تعدادي از منتقدان آثار فروغ قرار گرفتهاست و براي كشف ديدگاه زندگي يك شاعر بايد به تمام ابعاد شعري او توجه كرد.
وي در ادامه افزود: فروغ شاعري است كه خودش را در شعرش عريان ميكند, ويژگي بارز شعرهاي فروغ صميمت عريان اوست. فروغ اولين زني است كه تصوير مردي را كه دوست ميداشت در شعرش ترسيم كرد .البته در تاريخ ادبيات ما مردها نيز جرات ترسيم چهره معشوق خود را در شعرشان نداشتهاند.
فرخزاد با اشاره به تاريخ ادبيات ايران كه بيشتر شاعران مرد"شاهد باز" بودهاند افزود: بيشتر شاعران مرد شاهد باز بودهاند و ردپاي معشوق زن در شعرشان كم رنگ است. شاعران عارف نيز معتقد به جنس كامل بودند و زن را شايسته ستايش و عشق ورزي نميدانستند.
وي در ادامه سخنان خود يادآور شد: شاملو نيز از ميان شاعران مرد، تنها شاعري است كه تصوير معشوقاش را در شعرش ترسيم كردهاست. از معشوق شاعران ديگر در شعرشان تنها نامي به ميان آمدهاست.
در ادامه اين مراسم" عنايت سميعي" با اشاره به شعر" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد"گفت: شاه واژه اين شعر زمان است و فروغ در اين شعر از مقوله زمان استفاده كاركردي چند گانهاي كردهاست. زمان در شعر فروغ هم گذشته را در بر ميگيرد و هم به حال و آينده توجه دارد. زمان دروني در شعر فروغ از جهتي با بيزماني و از جهتي نيز با زمان تقويم در ارتباط است.
وي در ادامه گفت: در شعر" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" زمان از گذشته به آينده مرتبط ميشود, او در اين شعر جنبههاي مختلف زمان را واكاويي كردهاست. زمان را در دستهاي يگانهترين يار ويران ميكند و از دستهاي سيماني حرف ميزند.
اين پژوهشگر ويژگي ديگر شعر فروغ را نوع نگاه او دانست و گفت: در شعر فروغ نگاه از انديشه سرچشمه ميگيرد و نوع نگاه و ديدن از ديدگاه او متفاوت است. شاعر در ساعت چهار از خواب روزمرگي بيدار ميشود و اين ساعت مقارن با دستهاي يار يگانه است. زمان معشوق را به خودآگاهي رساندهاست. اما معشوق در اين لحظه تنها ميخواهد با شاعر همزاد پنداري كند.
سميعي در ادامه گفت: فروغ در اين شعر به نوعي به خودآگاهي و پيش گويي دست يافتهاست و به رغم اين كه در كنار يار يگانه لحظات خوشي را سپري كردهاست، اما از او موجودي اثيري نميسازد؛ يار شاعر مثل معشوق شاملو آيدا نيست.
وي در ادامه گفت: معشوق شاعر در اين شعر به زمان آگاهي دست نيافتهاست، پس بايد زير چرخهاي زمان له شود. شاعر عصر مدرن ديگر به جاي اين كه مانند عصر كلاسيك صرفا آتش را پاس بدارد بلكه به" آغاز فصل سرد "نيز معتقد است وآن را پاس ميدارد.
سميعي در پايان سخنان خود گفت: شعر "ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" از حيث ساختار در چهار حوزه معنايي شكل گرفته است برخي معتقدند كه شعرهاي فروغ ضد ساختار هستند ولي فروغ ساختار شعرش را از خلاف آمد متداول ميسازد.
در ادامه اين مراسم غلامحسين سالمي سوگ سرودي از "اخوان ثالث "را خواند و پس از آن ناهيد كبيري شعر بلندي را براي حاضران خواند و پس از آن "اسدالله امرايي "مترجم، شعري از فروغ را به زبان انگليسي كه توسط يكي از شاعران دو رگه ترجمه شدهبودخواند.
گفتني است در ادامه اين مراسم" فريده رازي" داستان نويس با اشاره به جنبهاي از شعر فروغ كه از نظر او تا به امروز از سوي منتقدان پنهان ماندهاست اشاره كرد وگفت: عرفان در شعر فروغ موج ميزند ولي متاسفانه روي اين موضوع تا به امروزي كاري صورت نگرفتهاست.
در ادامه اين مراسم" مريم خراساني " گفت: تعاريف كليشهاي از شعر فروغ، تاويلهاي مسلط مردانه با اين تعريف كه شخصيت هويت و شعر فروغ از مجموعههاي شعري اوليه اش "اسير"،" ديوار"،"عصيان" تا "تولدي ديگر" و "ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد "تكامل يافته و فروغ با "تولدي ديگر" از نو متولد شدهاست, آن هم تحت تاثير (معشوق مرد ادبي و فرهنگي)، مانع خوانشهاي مبتكرانه و خلاقانه و آزادي شعرهاي فروغ و دريافتها و حسهاي تازه از اشعار او ميشود.
وي در ادامه تصريح كرد: روايت صميمي زنانه از دنياي درون و بيرون، خود زندگي نوشتهايي كه از طريق آنها شاعر، نويسنده و دنياي آنان را ميشناسيم، ويژگي بسياري از آثار زمان است كه به رغم مردان نه ادبيات كه دفترچه خاطرات محسوب ميشوند.
خراساني در ادامه گفت: شعر فروغ روايت زندگي دروني و بيروني او از" اسير" تا" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" رمان بلند سراسر زندگياش از كودكي نوجواني تا سيسالگي اوست كه با شيوه سيال ذهن و درهم ريختن زمانها و مراكز متعدد روايتي و تكثر معناهايي روايت شدهاست.
هم چنين در ادامه اين مراسم سوگ سرودم .آزاد براي فروغ توسط غلامحسين سالمي قرائت شد و پس از آن "علي شاه مولوي" به شعر خواني پرداخت پس از ان "ايليا ديانوش" با اشاره به مرگ فروغ گفت: مرگ فروع تاثير منحصر به فردي در مطرح شدن و معرفي شعر فروغ در ميان اقشار جامعه داشته. با اينكه مرگ فروغ مثل مرگ بسياري از شاعران و نويسندگان مشكوك نيست و او مثل هدايت خودكشي نكردهاست ولي از معدود شاعراني است كه مرگش نيز در شهرتاش تاثير مثبت گذاشتهاست.
هم چنين در ادامه مراسم محمود معتقدي گفت: اصولا در چشم اندازهاي شعر، فروغ حس حادثه و فرافكني قلمروهاي واقعه را به رفتارهاي اجتماعي انسان معاصر و درگير با زمانه خود پيوند ميزد و در اين ميان تصوير سهم فرواني را دارد.
وي در ادامه با اشاره به مجموعه شعرهاي"ديوار"،" اسير"،" عصيان" كه خاستگاهي تراژيك و پر از موقعيتهاي تراژيك و گاه با صحنه رمانتيك دارند, گفت: :در اين مجموعهها بوي عشق و ناكامي به مشام ميرسد. وقوع حادثههاي انساني را به گونهاي آشنا و كمي ابتدايي مطرح ميكند كه به لحاظ سرنوشت تاريخي و زباني كه در اختيار داشت از چهارچوب شناخته شده شعر كلاسيك فراتر نميرود.
شاعر مجموعه" عشق هم چنان ميتازد" در ادامه گفت: فروغ در آن سالها كه در فضاهايي كاملا محدود و كلاسيك گام ميزد توانست با گستاخي هر چه تمام بسياري از زوايايي ذهن مخاطب را به سمت نوعي شورش و آگاهي بكشاند اما همه اين كوششها از آن جهان بيني عرصههاي واقعه به علت نگرش تاريخي دو ر و دورتر مينمود.
وي در ادامه گفت: دستمايه شعر فروغ در تولدي ديگر زندگي انسان مدرن است كه ابزار كار او قرار گرفتهاند. او در اين شعرها مرزهاي حركت را شكست و جريان جديدي را در شعرش پديد آورد.
گفتني است در پايان اين مراسم "حسين صفاري دوست" چند شعر براي شاعران قرائت كرد.
پايان پيام
اطلاعیه ای برای دومین همایش ترجمه ادبی در ایران
تهران، خبرگزاری سینا
دومین همایش ترجمه ادبی در ایران، روزهای 6 و 7 مهر ماه 1384در شهر مشهد برگزار می شود.
به گزارش سینا، دکتر علی خزاعی فر دبیر این همایش در اطلاعیه ای اهداف آن را تشریح کرد.
در این اطلاعیه آمده است: « بین ترجمه ادبی و تالیف ادبی پیوند جند جانبه وجود دارد. یکی از ابعاد اساسی این پیوند رابطه بین زبان ترجمه ادبی و زبان تالیف ادبی است. بین این دو زبان که از یکدیگر تاثیر می پذیرند، به ناچار فاصله ای وجود دارد، اما میزان این فاصله تابع عوامل مختلفی است. از جمله این عوامل عبارتند از مترجم، منتقد، پیشینیه ادبی جامعه، سواد و فرهنگ خواننده و از همه مهم تر دیدگاه های نظری نسبت به ترجمه. »
در ادامه اطلاعیه نیز آمده است: « درایران فاصله ای که بین زبان تالیف و زبان ترجمه وجود دارد تاحدی غیرعادی است زیرا مترجمان عموما از منظر متن اصلی به زبان ترجمه می نگرند و در جدال میان زبان فارسی و زبان متن مبدا که در عرصه ترجمه رخ می دهد، جانب زبان متن مبدا را می گیرند. اگر بپذیریم که ترجمه ادبی ماهیت ادبی دارد وبه زبانی دیگر و برای مخاطبی دیگر نوشته می شود، بیشتر می توانیم از قابلیت ها و توان زبان فارسی در ترجمه ادبی بهره بگریم. بدین ترتیب مسایل ترجمه ادبی نه فقط دغدغه مترجمان ادبی بلکه دغدغه کسانی است که با تالیف ادبی و از آن مهم تر با زبان فارسی سروکار دارند. »
در پایان اطلاعیه نیز آمده است: « موضوع بحث اتفاقی است که درخلال ترجمه برای زبان فارسی رخ می دهد . در دومین همایش ترجمه ادبی درایران امید داریم از نظریات مترجمان منتقدان نویسندگان و استادان زبان و ادبیات فارسی بهره مند شویم. »
این همایش را گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری دانشگاه امام رضا برگزار می کند.
علاقه مندان به شرکت در این همایش می توانند با شماره تلفن8430730-0511 تماس حاصل نمایند.
از آسمان سبز تا دري به خانهي خورشيد، با «سلمان هراتي»
شعرهاي معترضترين شاعر و شاعرترين معترض، در بلنديهاي شهسوار فرياد ميشود سرويس: / فرهنگ و ادب - ادبيات /
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
مراسم بزرگداشت سلمان هراتي ـ شاعر معاصر ـ چهارشنبهي هفتهي جاري در تنكابن برگزار ميشود.
به گزارش ايسنا، عشرت مقصودنژاد ـ معاون فرهنگي ادارهكل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مازندران ـ در اينباره گفت: مراسم نكوداشت سلمان هراتي كه دوازدهمين برنامه از سلسله نكوداشتهاي بزرگان و اهالي فرهنگ و ادب بههمت دكتر محمدجواد حقشناس است، در نخستين روز از پنجمين جشنوارهي شعر علوي، از ساعت 15 روز چهارشنبه 12 اسفندماه جاري در مجتمع فرهنگي رشد تنكابن، زادگاه اين شاعر فقيد مازني، برگزار خواهد شد.
وي افزود: در اين برنامه، شاعران، منتقدان، مترجمان و اهالي فرهنگي از سراسر كشور، همچون قيصر امينپور، سهيل محمودي، محمدعلي محمدي ريحان، ساعد باقري، محمدرضا عبدالملكيان، عليرضا قزوه، پرويز بيگي حبيبآبادي، فاطمه راكعي، عبدالجبار كاكايي، محمدجواد محقق، مصطفي عليپور، م. مؤيد، بهروز ياسمي، محمدحسين جعفريان، حميدرضا شكارسري، عبدالرضا رضايينيا، صادق رحماني، موسي بيدج، ناصر فيض، افشين علا، محسن احمدي، اسماعيل اميني، سعيد بيابانكي، محمدسعيد ميرزايي، هادي سعيدي كياسري، محمد رمضاني فرخاني، ايرج قنبري، شهرام مقدسي، محمد وليزاده و عليرضا بهرامي حضور مييابند.
مقصودنژاد ادامه داد: در جريان اين برنامه، يادنامهي سلمان هراتي با عنوان «گل چه پايان قشنگي دارد!» ـ دوازدهمين شماره از سري ”كتاب ديگر” كه زير نظر دكتر محمدجواد حقشناس و توسط نشر داستانسرا منتشر ميشود ـ توزيع خواهد شد. در اين يادنامهي 414 صفحهيي، علاوه بر زندگينامهي سلمان هراتي از زبان خودش، داستان و مطالبي از او و گزينه شعرهايش، نوشتهها و نقدهايي از همسر سلمان هراتي، رابعه و رسول هراتي، زندهياد محمد هراتي، قيصر امينپور، زندهياد سيدحسن حسيني، سايه اقتصادينيا، اسماعيل اميني، عليرضا بهرامي، سعيد بيابانكي، پرويز بيگي حبيبآبادي، صادق رحماني، مهدي رضازاده، عبدالرضا رضايينيا، مجيد زماني اصل، ضياءالدين شفيعي، حميدرضا شكارسري، افشين علا، عليرضا قزوه، مسعود عليا، محمدكاظم عليپور، تيمور غلامي، محمدكاظم كاظمي، عبدالجبار كاكايي، محمدجواد محقق، محمدعلي محمدي ريحان، سهيل محمودي، م. مؤيد، روحالله مهديپور عمراني، اكبر ميرجعفري، سينا ميرزايي، يوسفعلي ميرشكاك و تيرداد نصري، شعرهايي از محمدحسين جعفريان، محسن احمدي و... و نيز ترجمههايي از شعرهاي سلمان هراتي به زبانهاي كردي، عربي و آذري، درج شده است.
سلمان هراتي در اول فروردينماه سال 1338 در تنكابن به دنيا آمد. شعر گفتن را از 17 سالگي، در سال 1355 آغاز كرد و دوره شاعرياش بيش از 10 سال طول نكشيد، چراكه در نهم آبانماه سال 1365 درحاليكه براي تدريس به يكي از روستاهاي اطراف ميرفت، در اثر تصادفي دلخراش، ديده از جهان فروبست.
از اين شاعر معاصر، آثاري چون ”از اين ستاره تا آن ستاره” ، ”از آسمان سبز” ، ”دري به خانهي خورشيد” ، ”گزيدهي ادبيات معاصر (2)” و ”شعرهاي سلمان هراتي” منتشر شده است.
[عكس پيوستشده به خبر (از چپ به راست: قيصر امينپور، سلمان هراتي و حسن حسيني)، توسط دكتر امينپور در اختيار ايسنا قرار گرفته است.]
انتهاي پيام
فرزانه كرمپور:
نوعي بيبندوباري و ازهمگسيختگي در شعر امروز ما ديده ميشود
بيشتر نويسندگانمان از اجتماع خود شناخت كافي ندارند سرويس: / فرهنگ و ادب - ادبيات /
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
فرزانه كرمپور معتقد است: مورد استقبال قرار نگرفتن شعر در جامعه ما به ساختار جامعه ارتباطي ندارد، چنانكه رمان هم در جامعه امروز ما مورد استقبال قرار نميگيرد.
اين داستاننويس در گفتوگويي با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره جايگاه رمان و شعر در جوامع مدرن و صنعتي متذكر شد: استقبال از اين هنرها و جايگاهشان در جامعه به ساختار جامعه ربطي ندارد، كما اينكه در دورهاي، شعر يك مرتبه در جامعه ما رشد كرد و در همين جامعه شهري، فروغ، اخوان و شاملو با استقبال زياد مردم مواجه شدند. پس پيدا كردن مخاطب مربوط به اين نيست كه جامعه شهري يا صنعتي است.
او در ادامه يادآور شد: در اروپا و آمريكا هم اگر از شعر اقبال نميكنند، شايد به اين خاطر است كه مضامين چندان جذابيتي برايشان ندارد، چون آنها در فرم به حد كافي پيشرفت كردهاند.
كرمپور در همين زمينه عنوان كرد: اما در كشور ما بعد از انقلاب در شعر جوانان نوعي بيبندوباري و ازهمگسيختگي - هم در فرم و هم در مضمون - ديده ميشود و يك عامل مهم اين موضوع قطع ارتباط با نسل قبل و تسلط نداشتن به ادبيات قديم است.
او با بيان اينكه شاعران امروز ما نه به لحاظ مضون و نه فرم، نميتوانند با مخاطب ارتباط برقرار كنند، گفت: خيلي از شاعران امروز فكر ميكنند كارهاي مهم و جديدي انجام ميدهند، در صورتي كه اگر كسي با كار نسل قبل آشنا باشد ميبيند كه بسياري از اينها اصلا جديد نيست.
كرم پور سپس با اشاره به اينكه ظهور رمان در جوامع شهري اتفاق افتاده است، افزود: اما اينكه در جامعه ما از رمان اقبال نميشود، شايد دليلش اين است كه ما رمانهاي خوب نمينويسيم، درحاليكه كه بايد دنبال مضامين بكري باشيم، درباره مردم خود بنويسيم و از كار خارجيها تقليد نكنيم.
نويسنده رمان «نقطهي گريز» همچنين تصريح كرد: با نگاهي به رمانهاي خارجي متوجه ميشويم كه نويسنده چقدر به اجتماعش از لحاظ فرهنگي، تاريخي و حتا روانشناختي نزديك است و تسلط دارد، در حاليكه اكثر نويسندگان ما چنين تسلطي ندارند و درنتيجه خيلي حسي، خصوصي و غريزي مينويسند و نميتوانند با آدمهاي طيف وسيعي ارتباط برقرار كنند.
او ادامه داد: مساله تبليغ مراجع دولتي و حكومتي هم ديگر عامل مطرح نشدن رمان است، درواقع انگار نويسندگان يك طرف هستند و مراجعي كه به رسانههاي گروهي دسترسي دارند در طرف ديگر.
كرمپور كه مجموعه نقد «بازتاب» را به صورت مشترك با مهري بهفر براي چاپ آماده دارد، خاطرنشان كرد: در جوامع ديگر، نويسندگان شناخت بالايي از جامعه خود دارند و اكثرا در حد اساتيد دانشگاه هستند، درحاليكه اينجا نويسنده حتا حاضر نيست كارهاي ديگران را بخواند. درنتيجه در جامعهاي كه جوانان و نسل جديد به علت ارتباط با اينترنت در حال پيشرفت هستند، چطور يك نويسنده بدون داشتن تسلط به فرهنگي كه در كل دنيا جريان دارد و بدون خواندن رمانهاي مطرح ميتواند رماني بنويسد كه با استقبال مواجه شود؟!
انتهاي پيام
فرشته ساري:
بهخاطر تفاوت ساختار، نميتوان گفت كه رمان جاي شعر را گرفته است
شعر نو فارسي عرصههاي مدرنيزم و كمال را به شكل غني و گسترده طي كرده است سرويس: / فرهنگ و ادب - ادبيات /
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
فرشته ساري معتقد است: بهخاطر تفاوت ساختار شعر و رمان نميتوانيم بگوييم در جامعه امروز، رمان جاي شعر را گرفته است.
اين شاعر و داستاننويس در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در باره اين اعتقاد كه رمان را متناسب زندگي مدرن ميداند و كاركرد گذشته شعر را براي آن قايل نيست، عنوان كرد: شعر به عنوان يك ژانر هنري كمترين وجوه مشترك را با رمان دارد، بنابراين قياس شعر با رمان به نظر من اشتباه است و ريشه اين اشتباه از آن جا ميآيد كه هر دوي اين هنرها به شكل مكتوب موجوديت مييابند، ولي به هم ربطي ندارند، كه بگوييم يكي جاي ديگري را گرفته است. اما به نقش هر يك جدا از هم در روزگار كنوني ميتوان پرداخت.
او در ادامه يادآور شد: در طول تاريخ تمدن بشر، هميشه يك يا دو هنر در صحنه اجتماع نقش مؤثري داشته و غالبتر بوده است، مثل معماري و مجسمهسازي و تئاتر در دوران باستان. در طول تاريخ بعضي از هنرها بنا بر ضرورتهايي بعدا پديد آمدهاند، مثل رمان كه عمر چنداني ندارد. يعني حداكثر چهار يا پنج قرن و يا سينما كه حدود يك قرن از عمر آن ميگذرد. شعر البته از قديميترين هنرها بوده است.
او همچنين متذكر شد: رمان، هنر جواني است كه هنوز در دوران شباب خود به سر ميبرد و ضرورت وجودياش همچنان مانند آغاز پيدايش آن پابرجاست و ضرورتهاي ديگري هم به آن اضافه شده است؛ اما مهمترين دليل پيدايش رمان، يعني سرگرمي (به معناي وسيع آن) همچنان قوي و پابرجاست.
او با بيان اينكه فرم رمان اين اجازه را ميدهد كه همه آدمهاي روي زمين به آن راه يابند و به غناي تجربه خواننده بيفزايند، افزود: خواننده موقع خواندن رمان يا داستان ميتواند بگويد اين داستان بدي است يا داستان خوبي است. اما شعر با همه قدمت خود هنوز تعريفناپذير و اثيري است و خواننده موقع خواندن حس ميكند اين شعر نيست يا اين شعر هست (تا بعدا بگويد خوب هست يا نيست). گرچه شعر براي مقابله با اشباع شدگي خود را از قيد و بندهاي بسياري رها كرد و بعدها با تداخل ساير ژانرهاي هنري در خود، سعي در گسترش فرم هنري خود داشته است، اما اغلب اوقات از ماهيت شعر بودن دور ميشود، يعني خواننده ديگر حس نميكند آنچه ميخواند شعر است، بلكه بيشتر با يك متن سر و كار دارد.
ساري در عين حال خاطرنشان كرد: داستان و رمان حتا وقتي تا سرحد تخريب ساختار خود پيش ميروند، باز هم رمان و داستان باقي ميمانند، ولي شعر وقتي به سوي تخريب خود گام برميدارد، از شعر بودنش چيزي به جا نميماند؛ جز يك متن. بنابراين به نظر من شعر و داستان را نبايد با هم قياس كرد، همان طور كه شعر و سينما را با هم مقايسه نميكنند (كه اتفاقا وجوه مشترك بيشتري با شعر دارد) و مثلا نميگويند سينما جاي شعر را گرفته است.
شاعر مجموعهي «روزها و نامهها» سپس خاطرنشان كرد: سرنوشت شعر در ايران و جهان غرب از بسياري جهات مشترك است. زيرا طي نيم قرن اخير، شعر نو فارسي، عرصههاي مدرنيزم و كمال را با گوناگوني بسيار و به شكل بسيار غني و گستردهاي طي كرده است. ولي يك تفاوت بسيار مهم وجود دارد: شعر ايران از فرصتها و حمايتهايي كه شعر غربي به دلايل گوناگون از آن برخوردار ميشود، محروم است، كه فقط به يك نمونه از اين فرصتها اشاره ميكنم.
وي ادامه داد: اگر مجله poet & writer را ديده باشيد، ميبيند كه حدودا 300 فرصت و جايزه هر سال از طريق دانشگاههاي آمريكا و انتشارات اين دانشگاهها و بنيادهاي فرهنگي براي شعر عرضه ميشود و هر شاعري ميتواند دستنوشتهاش را به يكي از اين 300 مركز بدهد كه در صورت برگزيده شدن، نه تنها با جايزهاي از او حمايت مادي و معنوي ميشود، بلكه كتاب شعرش را انتشارات دانشگاه چاپ و شعر او را معرفي و توصيه ميكنند. شما خود حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل.
انتهاي پيام
«عصر شعر عاشورايي در موزه شهداء» برگزار ميشود
خبرگزاري فارس: همزمان با سومين كنگره فرهنگ و ادبيات شهادت «عصر شعر عاشورايي» در سالن اجتماعات موزه شهداء برگزار ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس به همت انجمن ادبي شاهد در حاشيه برگزاري كنگره فرهنگ و ادبيات شهادت و همزمان با سوگواري سيد و سالار شهيدان، عصر شعر عاشورايي با حضور شاعران كشوري در روز دوشنبه مورخ 10/12/1383 از ساعت 17 الي 19 در سالن اجتماعات موزه شهداء واقع در خيابان طالقاني، نبش خيابان شهيد موسوي برگزار ميشود.
انتهاي پيام/
”آيا زن يك دنده كم دارد يا مرد؟“ ناهيد توسلي آماده انتشار است
ويژهنامهي جوايز ادبيات داستاني ”نافه“ منتشر ميشود سرويس: / فرهنگ و ادب - كتاب /
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
ناهيد توسلي يك كتاب آماده انتشار دارد و كتاب ”چرا خواب زن چپ است”ش هم به چاپ دوم رسيده است.
توسلي در اينباره به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: ”آيا زن يك دنده كم دارد يا مرد؟” بازخواني دوباره داستان خلقت آدم و حوا است كه در متون مقدس (تورات، انجيل، قرآن و اوستا) آمده است. همچنين تطبيقي پيشتاريخي نيز درباره خلقت انسان در اساطير هند، چين، يونان، ايران و... در اينباره آوردهام.
وي يادآوري كرد: با قرائتي كه در تورات درباره خلقت انسان آورده شده برميآيد كه در هنگام خلقت از مرد دندهاي را برداشتيم و زن را آفريديم، پس اين مرد است كه يك دنده كم دارد. اما اينكه چرا در روند و چرخش تاريخي مفاهيم قلب و خوانشها دگرگون ميشود، مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. البته من تنها از خلقت بازخواني انجام دادهام و به اين موضوع اعتقادي ندارم. اين كتاب قرار بود براي نمايشگاه كتاب منتشر شود؛ اما گمان ميكنم به آن زمان نرسد. چراكه هنوز معلوم نيست آنرا به دست كدام ناشر بسپارم.
مديرمسؤول نشريه ادبي نافه همچنين درباره شماره جديد اين مجله عنوان كرد: اين شماره نشريه ويژهنامه بررسي جوايز ادبيات داستاني است كه در آن از 50 يا 60 نويسنده، منتقد، مترجم و ناشر كه در هياتهاي داوري بودند يا كتابشان كانديدا شده و يا جايزه گرفته بود، سؤالي پرسيديم كه نظرشان راجع به ادبيات داستاني چيست؟ كه از اين ميان تنها 30 نفر حاضر به پاسخ گويي شدند و بقيه بنا به دلايلي كه از نظر ما موجه نبود، پاسخي ندادند؛ در حالي كه اين جوايز بايد شفاف باشد. در سرمقاله نيز اشاره كردهام كه بخشي از اين جوايز رابطهيي و بخشي ضابطهيي است.
وي زمان انتشار نشريه را تا آخر هفته جاري اعلام كرد.
توسلي همچنين از انتشار يك ويژهنامه زنان و يك ويژهنامه شعر خبر داد و اظهار داشت: ويژهنامه زنان به مناسبت هشتم مارس (روز جهاني زن) منتشر ميشود كه مربوط به مسايل تئوريك، نوشتار زنان با مقالات مختلف است كه اين ويژهنامه تا آخر اسفندماه منتشر خواهد شد. ويژهنامه شعر نيز تا پيش از عيد آماده انتشار خواهد بود؛ اما بعد از نوروز آن را چاپ ميكنيم.
انتهاي پيام
مراسم بزرگداشت صادق هدايت برگزار شد
«تجليل از هدايت، تجليل از ميراث ادبي ايران و جهان است» سرويس: / فرهنگ و ادب - ادبيات /
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
مراسم بزرگداشت صادق هدايت و معرفي برگزيدگان مسابقه داستان كوتاهنويسي صادق هدايت عصر ديروز در خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رامين جهانبگلو كه اجراي اين برنامه را عهدهدار بود، متذكر شد: تجليل از صادق هدايت، تجليل از يك نويسنده نيست، بلكه تجليل از يك ميراث است، ميراث ادبي ايران و جهان.
جواند مجابي نيز در سخناني درباره موقعيت نويسنده، گفت: در دوران كلاسيك هنرمندان تحت حمايت يك حامي مقتدر پادشاه و درباريان بودند كه از قرن 9 به بعد خانقاه و مريدان هم اضافه شد. اما در دورهاي وضعيت هنرمندان به گونهاي شد كه علاوه بر اينكه مردم به خاطر كم سوادي آنان را حمايت نميكردند، حكومتها هم نظارت دايمي خود را از طريق سانسور بر هنرمندان مستولي ميساختند؛ اينجا درگيري هنرمند با ميراث گذشته، با غرب، سانسور، مقاومت فرهنگ سنتي و قبيلهيي و هجوم رسانههاي هدايت شده ورطهاي بين موقعيت هنرمند با فضاي آرمانياش پديد آورد كه هيچ وقت پر نشد.
وي ادامه داد: اما امروز در آستانه مرحله سوم هستيم كه هنرمند از مقام پيامگزار پايين ميآيد و به نيرويي بين انواع نيروها تبديل ميشود. در اين دموكراسي بي بند و بار هر كس ميتواند وارد بازار كار شود و چه بخواهيم چه نخواهيم اين وضعيت كه داراي كميت فراوان و كيفيت پايين است، حكمفرما ميشود.
مجابي با بيان اينكه موقعيت نويسنده از مشروطه تا امروز چندان تغيير نكرده است، به خواندن بخشهايي از 82 نامه هدايت به شهيدنورايي پرداخت كه در آن، نويسنده به ترسيم موقعيت و روزگار خود پرداخته بود.
در ادامه ابوالحسن تهامي - دوبلور - بخشهايي از داستان «حاجي آقا»ي هدايت را براي حاضران خواند و گفت: اگر هدايت را آيينهدار جامعهاش بدانيم، كتاب «حاجيآقا» را بايد يكي از برجستهترين آثاري بدانيم كه به انعكاس وضعيت آن دوره و ايران در جنگ جهاني دوم ميپردازند.
در بخش معرفي برگزيدگان سومين دوره مسابقه داستان كوتاهنويسي صادق هدايت كه داوري آن را در مرحله اول ناهيد كبيري و هوشنگ عاشورزاده و در مرحله دوم اميرحسن چهلتن و محمد صنعتي بر عهده داشتند، چهلتن بيانيه هيات داوران را خواند. به گزارش ايسنا در اين بيانيه آمده بود: چند سالي است همه ما از افزايش چشمگير عناوين منتشر شده در عرصه داستان، از حضور مؤثر نسل تازهاي از نويسندگان و از تسهيل اخذ مجوز انتشار كتاب سخن ميگوييم، با اين همه ادبيات داستاني ما جز همان حاشيه باريك و ناامن بر زندگي انسان ايراني چيز ديگري نيست.
در ادامه تصريح شده بود: يك جريان همسطحسازي به شكل فعالانهاي در كار است تا ادبياتي كه براي دو مقوله زبان و مضمون - دوشادوش و مرتبط با هم - اهميت قايل است، با سكوت و اگر دستش رسيد يا جرات پيدا كرد، با تخطئه روبهرو شود و اين به چند شيوه و از چند سو در حال اجراست. مضمون را نبايد و نميتوان از داستان كنار گذاشت، همچنانكه نبايد زبان را به مايهاي براي تفنن تبديل كرد. آنان كه با زبان تفنن ميكنند، درحقيقت با داستان تفنن كردهاند و آنان كه به مضمون بياعتنايي نشان ميدهند، درحقيقت به داستان بياعتنايي نشان دادهاند و وقتي اين تفنن و بياعتنايي با سياستهاي رسمي فرهنگي همسو باشد، نتيجه البته روشن است.
در اين بيانيه همچنين با بيان اينكه اگر ادبيات ما را با واقعيت ترسناك خود، جامعه و جهان آشنا نكند، دروغ پيش پا افتادهاي بيش نيست، اضافه شده بود: برخي از رماننويسان خوب ما چنان شيفته شگردهاي اين تفنن زبانياند كه متوجه ضعف بزرگ تاليف آثارشان نميشوند. اگر نگاهها به آنسو است، اگر گرايشات ادبي غرب را تكيهگاه توجيهات خود ميكنيم، از شيوه برجستهترين نويسندگان زنده جهان، يعني يوسا، ماركز، كوندرا، گونترگراس، كوئتسيا، ساراماگو، توني ماريسون، ايزابل آلنده و ديگران ميانگين بگيريد و ببينيد به ميانگين رمانهايي كه در سالهاي اخير در حوزه زبان فارسي بر آن تاكيد كردهايم چقدر نزديك است؟
در عين تاكيد بر افت نسبي داستانها نسبت به دوره قبل، داوران اين نكات را نيز برشمرده بودند: داوران نهايي به علت ضعف كلي داستانهاي ارسالي فقط يك داستان را شايسته دريافت تنديس تشخيص دادهاند. نويسنده 70 درصد از داستانها آقايان و نويسنده 30 درصد بقيه خانمها بودهاند. صرف نظر از داستانهايي كه از افغانستان و تاجيكستان به مسابقه رسيد، 50 درصد داستانها از تهران و بقيه از ساير نقاط ايران به مسابقه ارسال شدهاند.
در 80 درصد از داستانهاي ارسالي، از مرگ، جدايي، ناكامي و نگونبختي صحبت به ميان آمده است.
به گزارش ايسنا، داستانهاي كوتاه «بنيآدم» نوشته حسن سلماني، «چند صفحه داستان بيضرر» نوشته افسانه نوري و «باز باران اگر ميباريد» نوشته بانوي افغان حميرا قادري لوح تقدير دريافت كردند و داستان كوتاه
« عبور و مرور» نوشته امير تاجالدين رياضي تنديس صادق هدايت را به خود اختصاص داد.
ميهن بهرامي كه به همراه جهانگير هدايت اهداي جوايز را بر عهده داشت، هدايت را از بزرگترين نويسندگان تاريخ ادبيات جهان دانست و افزود: هدايت منحصر به ما نيست، هر كس كه صاحب انديشه بزرگي باشد و بتواند آن را به بزرگ و فخامت عرضه كند متعلق به جامعه جهاني است.
او همچنين پيشنهاد ايجاد رشتهاي را داد كه هدايتشناسي بخشي از آن باشد و افزود: خوب است فردوسي و حافظشناسي ادامه پيدا كند تا نسلها طريق سعادتمند زيستن را ياد بگيرند.
جهانگير هدايت نيز در سخناني به ارايه گزارشي از فعاليتهاي دفتر صادق هدايت پرداخت و به پيگيري قضايي چاپ آثار نامعتبر هدايت توسط ديگر ناشران اشاره كرد.
در اين برنامه كه توسط خانواده هدايت و سايت سخن برگزار ميشد، افرادي چون سيمين بهبهاني، سيدعلي صالحي، عمران صلاحي، پرويز كلانتري و صديق تعريف نيز حضور داشتند.
انتهاي پيام
سومين دوره جايزه ادبی هدايت برگزار شد
بی بی سی
جايزه هدايت در دوره های قبلی در حوزه نقد، بررسی کتاب و مرور کتاب هم برگزيدگانی داشت، اما در اين دوره فقط به داستان کوتاه پرداخته شد
سومين دوره جايزه ادبی صادق هدايت با حضور بازماندگان او و جمعی از اهل ادب و فرهنگ عصر هشتم اسفند در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد.
اين مراسم که در دو سال گذشته در سالروز تولد هدايت در بيست و هشتم بهمن برگزار می شد، امسال به دليل تقارن با عزاداری ماه محرم به اسفند ماه موکول شد.
رامين جهانبگلو، مجری مراسم در آغاز، آن را نه تجليل از يک نويسنده، بلکه تجليل از يک تفکر و جهان بينی دانست که "ما همه وارثان آنيم."
سپس جواد مجابی، نويسنده، سخنان کوتاهی درباره موقعيت صادق هدايت با نگاهی به نامه های او ادا کرد.
بعد ابوالحسن تهامی، دوبلور سرشناس، پس از سخنان کوتاهی درباره داستان حاج آقای هدايت، قسمت هايی از آن را اجرا کرد.
در اين مراسم امير حسن چهل تن يکی از داوران مرحله نهايی، بيانيه را قرائت و برگزيدگان را معرفی کرد.
امير تاج الدين رياضی برای داستان کوتاه عبور و مرور برنده تنديس صادق هدايت شد و حسن سلمانی برای داستان بنی آدم، افسانه نوری برای داستان کوتاه چند صفحه داستان بی ضرر و بانوی افغان حميرا قادری برای داستان باز باران اگر می باريد لوح تقدير دريافت داشتند.
داوران مرحله نخست ناهيد کبيری و هوشنگ عاشورزاده و داوران مرحله نهايی دکتر محمد صنعتی و امير حسن چهل تن بودند.
امير تاج الدين رياضی برای داستان کوتاه "عبور و مرور" برنده تنديس صادق هدايت شد
موقعيت نويسنده
دکتر مجابی در سخنان خود موقعيت نويسنده در ادبيات ايران را در سه مرحله بررسی کرد. او گفت در مرحله کلاسيک نويسنده و شاعر به دنبال حامی مقتدر بودند تا بتوانند کارشان را ادامه بدهند و اين حاميان معمولا شاه و درباريان بودند و از قرن ششم به بعد مريدان خانقاه ها هم به آنها اضافه شدند.
"مرحله دوم بعد از مشروطيت است که موقعيت جديدی با نويسندگانی مثل دهخدا، جمالزاده و هدايت و... پديد می آيد و ديگر حامی وجود ندارد و مخاطب وجود دارد. مردم از درون يک جامعه بسته سعی در حمايت هنرمند دارند، ولی به دليل نارسايی های اين جامعه، اين حمايت به طور درست انجام نمی گيرد. در اين مرحله، حکومت ها به عنوان کفيل مردم و کشور نظارت دايمی خود را از قبيل سانسور و سياست فرهنگی بر هنرمندان مستولی می کنند.
دکتر مجابی مرحله سوم را با نگاهی به وضعيت نويسنده و هنرمند در غرب، فرود هنرمند از جايگاه پيامگذار به سطح مردم و رسيدن به جايگاه يک توليد کننده دانست و گفت: تصور می کنم که چه ما بخواهيم و چه نخواهيم اين موقعيت جديد که کميت فراوان و کيفيت اندک و متلاشی شده در آن وجود دارد، بر فرهنگ ما چيره خواهد شد و قضيه بيشتر به طرف نوعی ابزارهای مدرن سمعی بصری پيش می رود تا امور مکتوب.
دکتر مجابی گفت که به گمان او از دوران مشروطيت به بعد موقعيت نويسنده و هنرمند ايرانی تغيير چندانی نکرده است و سپس قسمت هايی از نامه های صادق هدايت به شهيد نورايی را که در دهه بيست نوشته شده اند را برای اثبات اين تصور خود را خواند.
حميرا قادری، اهل افغانستان، از جمله سه نفری بود که لوح تقدير دريافت کرد
هدايت آينه دار زمانه خود
ابوالحسن تهامی نيز گفت اگر هدايت را آينه دار اجتماع روزگارش بدانيم، کتاب حاجی آقا را بايد يکی از نوشته های برجسته او به شمار آوريم.
اين کتاب بسياری از اجزای موزائيک اجتماع ايران در جنگ جهانی دوم را به زيبايی بازتاب می دهد. او قهرمان کتاب حاجی آقا را ضد قهرمانی که به هيچيک از صفات انسانی آراسته نيست، معرفی کرد و گفت هدايت در اين اثر نه به مثابه يک نويسنده، بلکه در جايگاه يک اصلاح طلب خير انديش ظاهر می شود.
بيانيه داوران نهايی
در بيانيه داوران نهايی آمده بود که از پانصد و ده داستان رسيده، بيست داستان به دور دوم راه يافت و قرار شد به نويسندگان دو داستان بهترين، تنديس هدايت و به نويسندگان سه داستان بعدی لوح تقدير اهدا شود؛ اما داوران نهايی به علت ضعف کلی داستان های ارسالی فقط يک داستان را شايسته دريافت تنديس تشخيص داده اند.
در بيانيه، داوران نهايی وضعيت موجود ادبيات و افزايش کمی نويسندگان و کتاب های منتشر شده را ناشی از حمايت های هدايت شده دولتی دانسته و تنها ادبيات را قادر به ادامه حيات کلمات دانسته و از مقابله وسايل ارتباط جمعی با تقويت شکل ابزاری - اداری زبان سخن گفته شده بود.
ابوالحسن تهامی بخش هايی از داستان حاجی آقای هدايت را اجرا کرد
در اين بيانيه به جريان همسطح سازی فعالی که بر عليه دو مقوله زبان و مضمون در حال اجراست اشاره شده و آمده است: ادبياتی که رسما بر آن تاکيد می شود دو جنس بيشتر ندارد. يا ادبياتی است که با رفتاری متفنن با زبان در خود بسته و محدود می ماند و ديگر ادبياتی که با زبانی ابتدايی و ساده و لاجرم قديمی قادر نيست عرصه داستان را از آشپزخانه يا دکان به درون فرد و از آنجا به اجتماع ببرد و ما را در درک پيچيدگی های انسان اين دوران و موقعيت او ياری کند.
داوران آثار اين دوره را در مقايسه با سال قبل دارای افت نسبی دانسته و نبود شايستگی های حرفه ای را از عوامل ضعف آنها عنوان کردند.
به گفته داوران، نويسنده هفتاد درصد از داستان ها مردان و سی درصد بقيه زنان بودند و در هشتاد درصد داستان های دريافت شده از مرگ و جدايی و ناکامی و نگون بختی سخن گفته شده بود.
جوايز توسط ميهن بهرامی به برگزيدگان اهدا شد. خانم بهرامی پس از اهدای جوايز گفت هرکس بتواند انديشه اش را به زيبايی بيان کند، متعلق به جهان است و براين اساس صادق هدايت به تاريخ ادبيات جهانيان تعلق دارد.
او گفت نعمتی بالاتر از تفکر وسيع نيست. انسان متفکر ممکن است زندگی راحت را تجربه نکند و استعداد و نيروی خلاقه اش تحت تاثير شرايط مجال بروز نيابد، اما سعادت داشتن فکر بزرگ را کسی نمی تواند از او بگيرد.
سپس جهانگير هدايت، برادرزاده و نماينده خانواده هدايت گزارشی کوتاه درباره اقدامات انجام شده دفتر هدايت به حاضران ارائه کرد و برای چندمين بار به انتشار آثار تحريف شده يا تغيير يافته هدايت اعتراض کرد و از انتشار تعدادی از آثار هدايت که نسخه های خطی آن در نزد خانواده هدايت است، خبر داد و اعلام کرد اين آثار از روی نسخه های دستنويس هدايت منتشر خواهد شد و کامل ترين نوشته های اوست.
البته او به تفاوت های احتمالی اين دستنويس ها با آثار موجود هدايت که در زمان زنده بودن او منتشر شده و تغييراتی که احتمالا هدايت در مرحله چاپ در نوشته هايش داده است، اشاره ای نکرد.
جايزه هدايت در صدمين سالگرد تولد او در سال ۸۱ توسط برادر زاده هدايت، جهانگير هدايت بنيان گذاشته شد. اين جايزه در دوره های قبلی در حوزه نقد، بررسی کتاب و مرور کتاب هم برگزيدگانی داشت، اما در اين دوره فقط به داستان کوتاه پرداخته شد.
اين مراسم با حمايت سايت سخن و حمايت مالی انتشارات معين برگزار شد.